
متن آهنگ
یکی رفت یکی موند؛ یکی پنهون شد آسون!
یکی بست کوله بارش… یکی فدا شد آسون!
یکی موند و یکی موند… یکی بست کوله بارش
یکی رفت و رها کرد، همه دار و ندارش!
شبِ تا دندون مسلح؛ دنیا بود پشت و پناهش
ایرونی بود دست خالی؛ غیرتش تنها سلاحش!
صف کشیدن، روبروی تیر و ترکش های دشمن…
نذاشتن که بگیره؛ یک وجب از خاکِ میهن
توی خط مقدم، جوون و پیرِ فرتوت
نذاشتن که علم شه، دوباره اسمِ طاغوت
تو رگبار گلوله؛ سپر شد سینه هاشون
چه مادرا نشستند، به داغِ بچه هاشون
تصور کن؛ توو خاکریزی و شب فتح المبینه!
آدم اینجا میتونه، خدا رو هم ببینه!
جانمازای پر از خون؛ پیرهنای پاره پاره
یکی غلطیده تو خون و دست نداره، پا نداره…
یه جلد قرآن جیبی؛ یه انگشتر بی انگشت
الهی که بمیره، اون که برادرم کشت















